یسنایسنا، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

یسنا ، نفس مامان و بابا

باغ وحش ارم

عزیزدل مامان: یسنا  گلی جمعه صبح از خواب بیدار شدیم و با عمویینا هماهنگ کردیم و راه افتادیم به سمت باغ وحش  روز خیلی خوبی و کلی حیوون قشنگ و با مزه دیدیم  خیلی نزاشتین ازتون عکس بگیریم همش دلتون میخواست بازی کنید و حیوونای دیگه رو ببینین این چند تا عکس رو هم به مکافات ازتون گرفتیم عکساتوم با اقا فیله عکستون با شتر جان نازنین واینم دخترای گرسنه که منتظر غذاهستن انشالله همیشه سالم و خندون باشید ​​ ...
15 دی 1396

یه روز بامزه

✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ دختر عزیزتر از جونم:یسنا نازی امروز صبح که از خواب بیدار شدی حسابی بهونه گرفتی و معلوم بود حوصلت سر رفته ،با این که هوا الوده بود اول واسه نماز رفتیم مسجد و بعدشم رفتیم پارک جالب اینجا بود که هیچ کسم تو پارک نبود،وقتی میخواستیم راه بیافتیم تو گفتی میشه نینی کوچولو یعنی عروسک کوچولوت که خیلی دوسش داری رو هم با خودت بیاری؟منم گفتم باشه بیارش،وقتی رفتیم مسجد قشنگ برای خودت و عروسکت مهر اوردی و رفتین رو صندلی نشستین و نماز خوندین بعدش که رفتیم پارک ،گفتی اول دلت میخواد نی نیت رو تاب بدی و کلی تابش دادی و بعدشم به من گفتی دوتامون رو تاب بده ،بعدش رفتی و حسابی با عروسکت سرسره بازی کردین،حسابی بهت خوش گذشت و خ...
5 دی 1396

[center][img:photos/file_45266.jpg][/center]

دختر نازنیم:یسنا نفسی امسال ما شب یلدا خونه خودمون بودیم و مهمونای عزیزی داشتیم. عزیز جون و دایی فرشاد و مامانی جون و دایی محمد حسین جون مهمونای عزیزمون بودن که خیلی بهمون خوش گذشت اینم چند تا از عکسای قشنگت این از سفره شاممون شماو دایی جونی خیلی زیاد عکس سلفی باهم میندازید ،منم چند تا از عکسایی که شب یلدا باهم انداختید رو برات اینجا یادگاری میزارم انشالله همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه دختر گلم ...
1 دی 1396
1